تبلیغات
خادم العباس شهید حاج محمود آرزومند - سخنان آقای آرزومند در مراسم اعتكاف قسمت دوم
موضوعات
لینک دوستان
آخرین مطالب
برچسب ها
دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


سخنان آقای آرزومند در مراسم اعتكاف قسمت دوم
نویسنده : خادم الشهداء
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390

سخنان آقای آرزومند در مراسم اعتكاف پیرامون مطالب اخلاقی مختلف

قسمت دوم

 موسی (ع) در راه رفتن به كوه طور رسید به یک مردی ، فرمود : چیکار میکنی ؟ تو انسانی ، آدمی ،گفت :بله آدمم ، فرمود : چرا من رادیدی رفتی زیر خاک ها، شن ها ،گفت : یا موسی (ع) لختم ، عریانم ، هیچ چیز ندارم بدنم را با آ ن بپوشانم  ، همین طور که میبینی ، خجالت میکشم از شما پیغمبر خدا ،  خودم را پنهان کردم زیر شن ها تا شما من را نبینید ، فرمود : کارت چیه ؟ چه حسابیه ؟ گفت : یا موسی (ع) پدرومادر من این قدر پول دار بودن ،این بی انصافها کاش گنگ بودن ، زبان نداشتن این حرف را نمی زدند .کاش من هم گوش نداشتم این حرف را  نمی شنیدم ، فرمود : چی شده ؟ گفت :وقتی که پدر ومادر من میخواستند بمیرند ،روبه خدا نکردند رو کردن به بچه هایشان ، گفتند : بچه ها !هفتاد پشت شما ها از این ثروت بخورند هست ، تمام شدنی نیست ، گفت : یا موسی ، هفتاد پشت که هیچی ، چهل پشت که هیچ ، سی پشت هم که هیچی ،ده پشت هم که هیچی ، پشت اولین منم ، آن ها هفتاد پشت را پیش بینی می کردند ، من همان پشت اولیم ، من همان بچه اولیم ، که این حرف ها را شنیدم خدا همه ثروت رو ازشون گرفت ،  یا موسی به کوه طور می روی ، سلام من را به پروردگار تبارک و تعالی برسان ، بگو ، یک دست لبا س به من بده ، من اینقدر تواین بیابون زیر شن ها خودم را مخفی نکنم ، یک دست لباس ! موسی (ع) رفت (لااله الاالله )رسید به یک جوان نورانی ،زیبا ،جوان گفت : یا موسی (ع) کجا می روی ؟ فرمود :به کوه طور می روم با خدا مناجات کنم ، جوان زیبا رو گفت:  سلام من را به پروردگار عالم برسان ، بگو این قدر ثروت به من ندهد من این ها را چکار کنم ، من نمی توانم اینها راحفظ کنم ، ای خدای بی همتا ، من متکای زیر سرم از پول ، طلا و نقره است من این پول ها را چیکار کنم، من چطور این پول ها را صرف کنم ، فرمود : جدی می گویی ؟ گفت : بله یا موسی (ع) بیا برویم نشانت بدهم ، رفت به کوه طور ، هیچی نگفت از خجالت ، ندا رسید چرا سخنی نمی گویی،  فرمود موسی: خدایا! چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است ، تو همه چیز را می دانی،  ندا رسید ، من همه چیز را می دانم ، همه چیز را آفریدم ، آگاهم بر همه  دنیا و آخرت غیر از من کسی کاره نیست ، من همه چیز را می دانم ولی عرض بنده هایم را به من برسان بگو چه گفته اند « خداوند می فرمایند: اینکه من می گویم دعا کن ،رقیب وعتید، سر شانه ها یتان بنویسند ، اگه ملائکه آمدند شمارا ببرند به سوی جهنم ، بگوئید مدرک داشته باشید ، توی پرونده ات باشه ، ،خدا می خواهد این ها تو نامه ات نوشته شده باشد.»   خدا فرمود :موسی ما میدانیم ، ما اینهارا آفریدیم ،

به ادامه مطلب مراجعه شود


موسی گفت :خدایا علت چیه که یکی گفت یک دست لباس به من بده ، یکی هم گفت این قدر پول به من نده   فرمود می دانی سببش چیه ؟ اولی گفت هفتاد پشت بخورند دارند ، رو به من نکردند ، اصلا مرا یاد نکردند ، من این ثروت را به آنها دادم ، این ها رو نکردند که خدایا اقلاً این ثروت را به بچه های ما خیر وبرکت بده ، ما نگهداری میکنیم  اقلاً ، این طور بیچاره اش نکند ، اصلاً رو نکردند ، با ما صحبت نکردند ،فقط به  ثروتشان نازیدند، گفتند هفتاد پشت بخورند ، هنوز دارند ،این همون پشت اولیه، بگو لباس هم به تو نمیدهم ، اگر بخواهیم امر می کنیم به باد که خاک را از اطرافت ببره به عقب ، برو به اون بگو.

«اون آقایی كه هی سوال می کنی چرا اینچنینه ، چرا آن چنینه ؟ این حکمت خداست ،اینه کارخداست ، این را باید خوب بدانید ، عمل خود آدم باعث می شود ، هر چقدربد به سر آدم بیاد ، آدم خودش بد به خودش می کند ،خدا بد را برای ما نمی خواهد ، ما خودمان به خودمان بد میکنیم ، حب دنیا ما را میگیرد ، طمع دنیا مارا میگیرد ، رفیق ناباب که خدا لعنتش بکنه می افته  به پات ، هروئینیت میکنه ، بد بختت میکند حتی کار به جایی می رسد كه آه مادر می گیرد شما رو ، پتو از زیر پای ماد میکشد و می برد، می فروشد ،زهر ماری می کشه ، این آدم نبودنش بهتره ، کسی که پتوی زیرپای مادرش را ببرد بفروشد بدهد مواد مخدر و سیگار ، فوت کند برود هوا ، ملائکه از فوت او بدشان می اید ، مگر این فوت ها به هوا نمی رود انسان کنار این آدم می نشیند بدش می آ ید ، حالت تهوع به او دست می دهد ،تا اینکه این دودها به هوا می روند ملائکه بدشان می اید 

خدا فرمود من دستور دادم باد این خاک ها را روی هم آورده  ،من هم دستور میدهم ، خیلی جزع وفزع بکنی ، می گویم باد بیاید این خاک ها را هم ببرد زمین صاف شود ، فقط با دست بتوانی عورتت رابپوشانی دیگر لخت وعریان باشی ، عمل پدر ومادرته ، می بایست لااقل تو بگویی خدا بر ما حلالشون کن ، تو هم نگفتی پدر و مادرت هم نگفتند،خب من را یاد نکردند ،الان از من چه می خواهید ، سزایت همینه ، لخت باشی ، پس برو بگو خدا شکر کن ،خدا باد را فرستاده تا خا ک ها را روی هم جمع کند تا تو خودت را پنهان کنی ،خدا را شکر کن همین خاک ها را برایت فرستاده دیگه هیچ نمی خواهی فعلا چیزی از من نخواه ،ندا رسید به آن جوان دومی بگو ، ما هنوز چیزی به تو نداده ایم ،

 آهای جوانان با ایمان ، آهای کسانی که به اعتکاف آمدید ، خدا دعوتتان کرده ، از این جا که بیرون می روید ، شیطان گولتان نزند افراد معتاد گولتان نزند ،آدمها از خدا بی خبر گولتان نزنند ، قدر خدا را بدانید ، قدر اعتکاف را بدانید ، قدر امام زمانت را بدانید ،نامه شما امضا شده ، تو این خانه خدا نشستید ، یک عده ای الان پا ندارند ، دست ندارند ، چشم ندارند ،آرزو می کنند اینجایی که شما نشستید بنشینند ، روی تخت بیمارستان ، پاهای آویزان ، سنگ ده کیلویی به پا هاش آویزانه ،ثروت هم داره جوجه بریان کرده می آورند دم دهانش : می گوید ببر این را کناردارم از بویش خفه می شوم ، خدا آن لذت را از اینها گرفته اکر نان کشک به تو می دهد برای اعتکاف ، نگو چرا نان خشک دادن، تو میهمان خدایی ، خداآ ن برکت  و مزه جوجه را با قوّت خودش در این نان  کشک قرار می دهد ،عزیزان !از خدا بترسیم ،هر چه که خدا به شما داده ،نصیب وروزیتان کرده ، دست ها رو به جانب آ سمان کرده ، شکر کنید خدا را که این نعمت سلامتی را ازتون نگیره ، این ایمانی را که خدا به شما داده ازتون نگیره ، جوان ها اول جوانی شماست. شاعر چنین می گوید:

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است  ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار

آقا جان الان که توان گناه کردن داری ، گناه نکردی ، هنر کردی ، پیش خدا وامام زمان (عج)قرب داری ، وقتی که مثل من موجی و شیمیایی ، دو قدم هم راه نمی توانم بروم اگه نگیرم یک دفعه می افتم ، چه کاری می توانم بکنم ، انشاالله در جوانی هم گناه نکردم ، من نمی گویم که در جوانیم خدا نکرده گناه کردم ،نه الحمدالله ، خدا را تا این ساعت شکر میکنم ف از سه سالگی روضه خوان امام حسین (ع) بودم ، از یک سالگی ، دو سالگی ، ملا کنار خانه مان بود من چهار دست، وپا می رفتم خانه آنجا ،می رفتم قرآن می خواندم من سوره تین را از بچگی یاد گرفتم ، از بچگی ،من جد بر جد کرمانی هستم ،  جد ما کربلائی محمدرضا باروت کو ، شب های تولد امام زمان (عج) توی صفه عزا خانه جدمان وسیله های امام زمان (عج ) را فراهم می کرده ، باروت درست می کرد ، جشن برگزار می کرده برای امام زمان (عج ) ، جد ما کربلائی محمد رضا باروت کو ،کربلائی غلام رضا معمار، جد ما بوده ،اول معمار، کرمان بوده مناره های شاه نعمت الله را همان درست کرده ، ما همین طور جد بر جد کرمانی هستیم ، خب از سه سالگی گفتم یا حسین (ع) ، حسین (ع) هم که به من داده ، نمی خواهی بده ، خب ما که یک عمر درب خانه حسین (ع) بودیم ، نمی خواهی یک چشم بیداری بده ، خوب می دهد چرا ندهد؟تعجب ندارد ، بعضی ها می گویند : ای وای چرا حاجی همه چیز را میبیند مانمی بینیم ، خوب کارهایی که حاجی انجام داده ، تو بده ، تو هم میبینی ، کار نکرده که مزد ندارد.کار کن ، بهت بدهند ، کار نکرده می خواهی پشت پرده را ببینی عالمی که پشت پرده را میبیند ، رنج کشیده ، زحمت کشیده با شمع درس نوشته ، تو تاریکی درس نوشته ، تا عالم شده مگر همین طور ، مفتی عالم شده ، پشت دیواررا می بیند ،تو هم اگر تا صبح خرو پف کردی ، نماز صبحت قضا شده ، بعضی ها هم عرض کردم پتو زیر پا مادرش را هم بره فروخته ، درد بی دوا کشیده ، چطور مثل عالم می خواهد پشت دیوار را ببیند ، یعنی چه ؟این توقع بی جاست ، توقع بیجا از خدا واهل بیت (ع) نباید بکنیم باید به عمل خودمان نگاه بکنیم ، ببینیم چه عملی کردیم از بچگی ، از بچگی آدم خوب ، درب خانه خدا باش ، درب خانه اهل بیت (ع) باش ، آقا بنده مدارک دارم ، همین طور الکی نمی گویم بادهان روزه ، یک ریشی داشتم تا اینجا ، عین غرور جوانی ، شلغمی هم نبودم ،چهار پنج نفر آ دم را می کوبیدم برهم ، نمی شود بگویم از ناتوانی کاری نمی کرده ، نه خیلی قوی بودم ، ورزشکار بودم قوی ، اما خدا را شناختم ، مادرم خدا شناسی را به من یاد داد ، کسانی که داماد شدید به عیالتان بیاموزید ، بچه را در دامنش بپروراند ،  خدا شناسش کند، اهل بیت شناسش کند ، مادر بیشتر از بابا می تواند بچه را تربیت کند ، بچه روی سینه مادر، تذکر بده اگه بلد نیست بگو برود تو صفه عزا خانه حسین (ع) ، مصیبت خوان ، مصیبت میخواندفقط برای حسین (ع) گریه کن ، برای خانه نداشتن نه ، برای ماشین نداشتن نه ، برای مقام دنیا نه ، فقط برای بدن تیر خورده امام حسین (ع)،  به عیالت بگو ، گریه کند اشک از چشمانش برای حسین (ع)ریخته شود ، این اشک ها بریزد روی سینه شور می شود میره قاطی شیر ، این بچه شیر را با اشک چشم حسینی می خورد می شود حسینی ، میگه کاری که شیر می کند شمشیر نمی کند ، من نمی خوام تعریف کنم من هم با دهان روزه مثل شما نشستم ، اگر درب مسجد مرا صدا بزنند بگویند تویی سر در راه امام حسین (ع) می دهی آری ، آرزوی من این بوده و هست و خواهد بود سر من را با اره ببر،نه با چاقو زودی ببر ، با اره کند که خِر خِر می کند، من زیراَره نمی گویم آخ ، می گویم خدایا شکر ، سعادت داری ، سر من را در راه امام حسین (ع) جدا می کنند ، شیر حسینی اگر  بچه خورد ، این می شود ،اگر اشک چشم برای حسین (ع) گریه بکنید خالصاً و مخلصانه قاطی شیر خورد اینه ، رفقای من! عزیزان من ! عیالتان را عذاب ندهید من دیشب می خواستم چیزی بگویم ، حالا امروز به یادم آ مد جوانهای عزیز خداوند تبارک وتعالی من نمی خواهم ادعا بکنم  من خا ک ته پای شماها هم نمی شوم ،من یک بد بخت ، بیچاره ام هدفم برای خداست ، به رضای خدا واهل بیته (ع) مسئله دارید بیائید سوال بکنید اگر سوال نکردید خودتان مسئولید ، از زمین مخواه ،نگاه نکن عمامه داره ،مگر عمامه صحبت می کند ،بروید از عالم بپرسید ،بگو آقا عمامه ات صحبت می کند یا زبانت ،می گوید زبانم ،آقای محترم شما مسئله زیاد دارید ،مشکلات زیاد دارید ،یک وقت ،یک مشکلاتی دارید ،خجالتتا ن می شود ،سوال کنید مربوط به خانواده است ، مربوط به دامادیه ، اینها را بیائید خصوصی سوال کنید ،جواب بگیرید جواب هست ،می گوید اسلام به ذات خود ندارد عیبی   هرعیبی هست از مسلمانی ماست

جوان ها شما مشكلات دارید ، من پیرمرد می دانم دارید ، اما خجالتتان می شود از یک طرف ، گناه هم انجام می دهید ، برای اینکه مسئله را نمی دانید گناه انجام می دهید برای اینکه نمی ائید مسئله بپرسید همان کاری که خدا ورسولی است انجام بدهید گناه هم برایت ننویسند،اما بدون مسئله گناه برای تو می نویسند نمی دانید ، اهل بیت (ع) را درست نمی شناسه ،شهوت غلبه می کند خداوند برای زن عادت ماهانه برایش قرارداده، این مرد را امتحانش بکنه ، این هفت ،هشت ، ده روزرا این امتحان خدائیه ،آقا بیائید مسئله تان خصوصی سوال بکنید نمی شود مسئله را همین طوری پرسید ، مشكلات زن وشوهری دارید، مشکلات خانوادگی دارید ، بیائید خصوصی سوال بکنید جواب بگیرید و اگر نیامدید و سوال نکردید گناه کردید فردای قیامت می گوید به این پیرمرد موجی من عمر  دادم ،من 22سال موجی ام ،شوخیه ،مغزم موج انفجار، شکمم شیمیایی داخلش هست ، کی من را نگه داشته ، خدا ،برای چی ؟برای اینکه خدا این مسئله را بدهان من میاره اهل بیت (ع) می گویند من به تو جوان بگویم ، بیائید تورا ه ، هیچکس مسئله از شکم مادر بلد نیست ، چه عالم ، چه غیر عالم ، چه من بشی چه ما هر کس باید ، مسئله سوال بکند ، سوال کردن شلاق نداره فردا قیامت می گویند چرا مسئله دینت را سوال نکردی ، خجالتم شده ، میگه ما حالا خجالتی را نشانت می دهم ، شلا ق آهنین میزنیم به بدنت ، آتشین ،تا کیف کنی ، آنجا دیگر خجالتی نیست ،خجالتت می شود ، پیرمرد 60سال داره ، هنوز حمد وسوره اش را بلد نیست ، دیدم خودم ، دعوت کردم آوردم تومجلس امام حسین (ع) توی خانه خودم مخصوصا گفتم آقا میخواهم حمد وقل هو الله را بخو انیم ، آیه قران بخوانیم از اهل بیت (ع) بگوئیم ، آقایان بعضی ها اصلا نیامدن ،چرا ؟ خجالتشان می شود حمد وسوره را بخوانند ، این فردای قیامت شلاق داره

می گوید : روز محشر که جان گداز بود           پرسش اول از نماز بود

نماز ستون دینه ، اگر نماز قبول شده همه برنامه ها قبوله ، اگر نماز قبول نشده همه برنامه های دیگر مستحبه، خدا انشائ الله عمر آقای خزعلی را طولانی کند، گفت اهواز مارا دعوت کردند به روضه خوانی آقای خزعلی می گفت ها توی همین تبلیغات اسلامی ، چندین سال پیش آمده بود ، گفت دیدم آقایی جوان خیلی زیبا وقشنگی و هی تعارف ما را کرد ، غذا برای این عالم بیاورید وچایی بیاورید آقا رختخواب برای عالم بیندازید ، از تهران آمده ، گفت 24ساعت گذشت آمد کنار ما نشست، دست گذاشت روی شانه های من و گفت حاج آقا جون من افتخار می کنم من 24 ساعته کفش از پایم کنده نشده ، گفت ما سوال کردیم خب پس چطور نماز خواندید گفت من برای امام حسین خدمت کردم ، آتش زیر دیگهای امام حسین (ع) کردم گفت :گفتم امام حسین می گوید اینها بخورد تو سرت گفت: بلند شدم راه افتادم ، گفتم برو عقب کارت ، مگه تو من را دعوت کردی برایت روضه بخوانم تو 24 ساعت کفش از پایت کنده نشده ، نماز پروردگارت را نخواندی روز عاشورا  یكی از یاران امام حسین (ع)  ایشان را صدا زد :حسین جان وقت نمازه ، امام حسین چی جواب داد ، فرمود خدا تورا جزونماز گذاران اسمت را بنویسید ، این دعا را برای اصحابش کرد ، آقای خز علی گفت من گفتم: 24ساعت کفشهایت کنده نشده نماز خدا را نخواندی ، دیگها را روی بار گذاشتی ، گفت برو عقب کارت ، اول برو نماز قضایت را بخوان بعداً برو آبگوشت بین مردم پخش کن ، یک همچین آدمهایی است مال چیه ، مال اینکه مسئله دین را بلد نیستند

آقایان نماز جمعه مال کیست ، مال مسلمانهاست ، مال شیعه علی (ع) است مال امت پیامبر آخر الزمان حضرت محمد مصطفی (ص) است مال یهودی های آدم کش که نیست ،  نه مال کشور شیعیه علی (ع) است گاه گاهی امام رضا (ع) پابرهنه می رفتند به نماز جمعه تنها راه می افتادند می دانید خاصیت نماز جمعه چیه ؟ آدم اولی که از درب رفت داخل اسمش را با قلم زرنگار طلا تودفتر می نویسند ، اولین آدم که پا به مصلی یا مسجد می گذارد برای ادای نماز جمعه اسمش را با قلم زرنگار طلا تو دفتر می نویسند ، این آقا آمده به نماز جمعه ، آنوقت آقامسلمان چه جوان چه پیر یکبار هم در نماز جمعه نمی بینیش ، ای خاک تو سرت تو امت پیغمبری، شیعه علی (ع) هستی به زیارت امام رضا (ع) کمتر نیست ، بلکه بیشتر است ، حالا یک آدم بیچاره ای ازتوی خانه اش از كنار فیلم ، آنگوی، پانگوی من زبانم نمی گردد، من دارم فیلم می بینم حالا این هفته به نمازه جمعه نمیروم ، فیلم به دردت نمی خورد ، پاشو برو ، پاشو برو نماز جمعه ، از زیارت امام رضا (ع) نمازجمعه بهتر می دهند این را آقای سید یحی جعفری(امام جمعه كرمان) گفت ،بروید تلفن کنید به او ، اگر من بخواهم از خودم بگویم ، می گوید حاجی از خودش می گوید نه من هیچی از خودم نمی گویم ، هر چه از من سوال بکنید از خدا به شما می گویم از رسول خدا (ص) به شما می گویم ، از علی مرتضی (ع)به شما می گویم از زهرای اطهر (س) به شما می گویم ، از امام حسن (ع) ، از امام حسین (ع) امام چهارم ، امام پنجم ، امام ششم ، امام هفتم ، همین طور تا به امام یازدهم تا اینکه امام زمان (عج) حکومتش را داد به دست علمای جانشینش از اینها از من سوال بکنید چه بعضی ها حرف های چرت وپرت سوال می کنند ، حرفهای دنیایی بدررد چه می خوررد حرفی از من سوال کن بدرد آخرتت بخورد ، سوال کن جواب بگیر هر سوالی که می خواهد باشد مربوط به دین باشد من با صبر و استقامت به حول و قوه  خدای تبارک و تعالی جواب سوالش را می دهم خدا به من صبر داده من چیم می شود خدا داده نعمتی که پروردگار به آدم داده باید از این نعمت دیگران استفاده ببرند ،مگر پیغمبر (ص) نفرمود به حضرت علی (ع) ، یا علی پنجاه خلقی نه پنجاه حلقی از پنج انگشت یک دانه برای خودته ، چهار تایش برای مردم استفاده کن ، همه اش تو حلقت بکنی خفه می شوی ، مگر چقدر شکمت می گیرد ،خب همین طور شکم تو میخواهد ، شکم ان بیچاره هم میخواهد ، تو پول آ ب وبرقت را می دهی ، آن آقا سید گناه داره کناره خیابون می نشیند سید دستش را دراز می کند فردای قیامت جواب گوی حضرت زهرا (س) هستی ، آقا این سید اگر در آفریقا بمیرد و مسلمان باشد چون مسلمان همه جا هستند و ایرانیان همه جا هستند و اگر از فقر وگرسنگی بمیرد جواب گوهستند مسلمانن وایرانیانی که در انجا بودند ، آقا پسته ای 400میلون پسته برداشته  هشتاد ملیون خمس و سهم امام نمی دهد سید از گرسنگی میمیرد ، فردای قیامت به زهرا (س) باید شفاعتش کنه  ولی شکایتش می کند می گوید آقا هشتاد ملیون خمس وسهم امام بدهکار بودی خدا به تو داد ولی فرزند من زهرا می بایست در فلان کشور از گرسنگی بمیرد ، چرا نرفتی خمس وسهم امام بدهی جواب چه می دهی ، روز یوم الحساب، حساب و کتاب تو کاره ، ملائکه هم ایستاده با گرز آتیشن می گذارد توی سرت دیگر نمی توانی بگویی آخ ، مزن ، از این پس کوچه بگریزیم ، از آن پس کوچه ، نه چون ملائکه پشت گردنت ایستادند با گرز آتشین ، جواب زهرا (س) را چه می دهی بروید خمس وسهم امام را بدهید ، پس گفتیم اولین آدم که وارد مصلی یا مسجد می شود برای نمازه جمعه اسمش با قلم زرنگار طلا می نویسند ، آب طلا ، اینقدر ثواب دارد وارد مسجدی شدی ، نشستی توی صف  ، ملکی ، مامور نماز جمعه است تو نمی بینی او را ولی او تورا می بیند و داره می چرخد بین مردم نگاه می کنه می بیند صف خالیه سوال می کند آقا حسن کجاست ، می گویند مریضه نتوانست بیایید نماز جمعه ؟ دستها رو به جانب آسمان بلند می کند می گوید خدایا این حسن آ قا را شفا بده ، هفته دیگر در نمازه جمعه او را ببینمش جایش خالی نباشداین خاصیت نمازه جمعه است ، خب آقا حسن آقا کجاست ؟صفش خالیه ؟رفته مسافرت ، دسته روبه جانب آسمان بلند می کند می گوید خدایا سفرش بیخطر ، از این بهتر می خواهید ، ملائکه برایش دعا کند تو صف نمازه جمعه ، خدایا به سلامتی بیایید ، صف نمازه جمعه را پر کند ملائکه برایش دعا می کنند ، آقا حسن کجاست ؟ از دنیا رفت آن ملک بهش خبر می دهد ، که در صف نمازه جمعه می گردد ملک دیگری به او خبرمی دهد می گویند حسن آقا مرد دستها روبه جانب آسمون ، خدایا روحش را با روح انبیاءو اولیاء محشور بفرما ، امام حسین (ع) را به فریادش برسان ، از این بهتر می خواهید حالا این طور بهتر است یا روزی که پای فیلم نشستی در خانه بهتر عزیزم، روز جمعه بلند شو دو رکعت نماز بخوان پروردگارت را عبادت کن ، قرآن بخوان زیاد لااله الا الله بگو که بدرد شب اول قبرت بخورد ،با زیاد پای تلوزیون نشستن وقت خود را هدر ندهید ، این لذت نیست لذت آن است که خداوند در روز قیامت یک باغی برایت قراه بده عین یک استادیوم ورزشی که مردم برای دیدن فوتبال می رفتند ما هم آن موقع که تظاهرات بود می رفتیم آن روزها می رفتیم ، مردم جمع می شدند آنجا حرکت کنند به طرف مسجدجامع دیگه کاری نداریم ما که نمی خواهیم فوتبال ببینم خب خدای متعال یک همچین میدانی به وسعت آن بله خیلی بزرگتر قرار می دهد ، مخصوص پروردگار ، مخصوص خودش ، می گوید مومن باش ، با خدا باش هفته ای یک مرتبه مهمان خدایی چه بهتر از این میخواهی خدا مومنین را دعوت می کند در این استادیوم خدایی می آیند سیمی وصل به عرش و تلفنی دم گوش ، با عرش با خدا سخن می گویی بله هفته ای یک مرتبه با خدا سخن میگویی سخن می گویی خدا شناس بروید درب خانه خدا .ان هم که خدا را نمی شناسد ،تو دنیا فقط اصلا مال دنیا منال دنیا ،زمین خواری و مال یتیم خوردن واصلاًپرواندارد ، یک ماشین دو تا وسه تا برای چی ؟ می دانید خدا به این آدم دنیا پرست چه می گوید این انسان هرچه می گوید خدا خدا ، خداوند یکبار به او می گوید چخ !همین تمام شد دیگه هر چه بگوید خدا جوابش را نمی دهد ، به آدمهای که کمتر نگاه می کنند خدا یکبار جواب می دهد می گوید تو بنده من نیستی تو بندگی نکردی همین وبس والسلام ، اینقدر جوابشه خب حالا اینطور بهتره یا اینکه هفته ای یک مرتبه مهمان خدا باشی  تلفن را برداری با عرش خدا ، با خدا سخن بگویی ، ان طرف هم بروی توی بهشت جاودان حوری بهشتی زیبا ، آب نهر بهشت ، درختان پر از میوه ،مرغ داره پرواز میکند دهانت پر از آب می شود چرا اینها را ول می کنی ؟انها مال دنیاست ، مال بعضی از این بی رحمها ، پول دارها بچه های بیچاره را گول می زنند ، اینها ، در اثر بیچارگی گول میخورند ، ولی اگر خدا را بشناسند گول نمی خورند ، چیزی که آدم را بد بخت می کند ، مال دنیاست و همه شما ، پسر ها به سن 16سالگی رسیدید سر سال  خمسی برای خودتان حساب کنید از من بشنوید ، من الان که می گویم فردا قیامت هم می گویم ، می گویم خدایا من به این ها گفته ام ، دین از گردن خودم ادا کردم حالا اینها گوش به حرف نکردند، خودشان عذاب می شوند کاری به من ندارند من از اینجا رفتم می دانم پیش آقام حسینم ،یک عمری زیر درگاه حسین (ع) بوده ام گفته ام وقتی من می میرم دیدید بعضی ها چه سریع مردم را از سر قبر دور می کنند که زود بروید هر چه بمانید مرده ناراحت می شود ولی من گفته ام بیائید سر قبرم بگوئید این مرده گفته حسین حسین (ع)ابوالفضل ابوالفضل (ع) امام حسین وعده داه می آید ، الان پاسخ ناله هایت را می دهم پاسخ گریه هایت را می دهم پاسخ خدمت هایت را می دهد، امام حسین آمده حالا این مرده بر گردد به دنیا که چه شود، کی می آید امام حسین (ع) را ول کند .برگردد به دنیا پدر مادر بیائید مرا برگردانید به دنیا این حرف دورغه ، حالا رفته پیش امام حسین (ع)، پیش ابوالفضل (ع) ، پیش اهل بیته (ع) کیف می کند پس بنشینید سر خاک زیارت عاشورا بخوانید بر امام حسین (ع) سینه بزن همان مرده ته خاک برایت دعا می کند به محض اینکه روح از بدن رفت بیرون همه چیزرا مرده می بیند ،پرده ها کنار می رود فقط جواب نمی تواند بدهد دیگر همه چیز را می بیند چه كسی داره کار می کند ، وچه كسی كار نمی كند ،زیارت عاشورا را بخوان ،دعا بکن ،،خب همان موقع برایت دعا می کند و می گوید امام حسین (ع) این انسان داره برایت زیارت عاشورا می خواند این جوان حاجتش را بده خب اگر ول کردی رفت به خانه ، بعضی ها می گویند اول برویم خانه ، مال او را رصد کنیم ، خبری هست ؟ابدآً تو رفتی عقب مال دنیا اگر ایستادی زیارت عاشورا را خواندی درب خانه خدا وامام حسین (ع) درب زدی مرده دامن امام حسین (ع) را می گیرد و می گوید یا ابا عبدالله ، آمدی به بالین این نوکرت ، این جوان هم آمده دارد زیارت عاشورا می خواند حاجتی دارد حاجتش را از خدا در خواست کن همان سر قبر حاجتت را بگیر و و بر و ، این کارها را آ دم باید انجام دهد تلوزیون نگاه کردن ، مال دنیا رصد کردن به درد چه می خورد ، بابات چقدر برده ، مادرت چقدر برده تو هم مثل آنها ، این که می گویم خمس وسهم امام بدهید  ، این بابا یک میلیون گذارده تو گنجینه ، خمس وسهم امام  تو چمدان به قول امروزیها اما سر سال نداره خمس و سهم ندارد ، آقا از هر عالمی از هر کس می خواهی بپرس نگویی حاجی از خودش می گوید ، این یک میلیون پول داره اما سر سال نداشته ، از این پول حق نداری تصرفی كنی ، بابا را با این پول به خاک بسپری ،ولا نسبت بعضی ها و شما ها تو سر همچنین باباهایی که پول جمع می کنند ولی خمس و سهم امام نداره ، خب اگر این بابا مرد چکار باید بکند ، پول ها باید تو چمدان باشند ، به یک آدم مومنی بگویید شما سر سال دارید ؟بله لطفاً 500هزار تومان به قرض ما بده ، ما بابایمان را به عزت واحترام کفن بکنیم کفن از پول حلال بکنیم ،کفن را از بدنش باز نکنند ، از پول خمس داده می خواهیم سر خاک خرج بکنیم ، پرسه بگیریم واز این کارها ، هستند آدمهایی که پول پاک دارند سر سال خمس دارند، پول بد هند به قرضتان ، وقتی که بابا را به خاک سپردند ، وارث بر می گردند یک میلیون را از داخل چمدان بر می دارند می گذارند وسط، اول 200هزار تومان آن را با بت خمس می گذارند کنار،800هزار تومان تصرف می شوند این دستور اسلامه ، اگر 100هزار تومان داشته باشد ، 100هزارتومان را می گذارند وسط ، 20هزار تومان آن را می گذارند کنار بابت خمس 80هزار تومان را تصرف می شوند ، الکی نیست  ، هر کار دلمان خواست بکنیم ، اگر آمرزش می خواهیم ، راحتی از خدای متعال می خواهیم ، باید امر خدا را اجرا کنیم ، دو مِیل به یک دل جا نمی گیرد ،نمی شود آدم پیش شاه نجف بمیرد ، روی اهل و عیالش را هم ببینید ،یا باغهای پسته ای ، عیال وماشین آخرین مدل ، اگر خواستی شاه نجف بمیری ، قبرستان وادی السلام چهار فرسخه ، آنجا دیگر هر کس بمیرد و به خاک سپرده شود آمرزیده می شود

 


:: مرتبط با: تقوای الهی , سفارشات ,
:: برچسب‌ها: دستورالعمل , عرفا , صالحین , تزكیه , نفس , اعتكاف , ماه رجب ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امین صادقی چهارشنبه 16 شهریور 1390 11:40 ق.ظ
داستان ها را با فونت بزرگتری بنوسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.